یکشنبه، ۸ نوامبر ۲۰۲۶

ستون مهدی روسفید

نیم نگاه

مهدی روسفید

وقتی آزادی به صحنه‌آرایی سیاسی بدل می‌شود

جایزه آزادی بنیاد فریدریش ناومان به رضا پهلوی در کلیسای پاول فرانکفورت: نوشته‌ای درباره افول FDP، مشروعیت‌سازی سیاسی و جای خالی رأی آزاد مردم ایران.

صندلی زرین و خالی با مدالی بر آن، زیر تک‌نور صحنه‌ای که دکورش با تیرک‌های چوبی و کیسه‌های شن سرپا مانده، تصویری برای جایزه آزادی و صحنه‌آرایی سیاسی
وقتی آزادی به صحنه‌آرایی سیاسی بدل می‌شودآرشیو موزائیک

(از افول حزب آزاد آلمان تا مشروعیت‌سازی برای سلطنت)

«آنجا که قانون در خدمت قدرتمندان قرار گیرد، عدالت به صحنه‌آراییِ قدرت بدل می‌شود و دموکراسی به نمایشی باشکوه از بی‌معناییِ خویش.»

مراسم اعطای جایزه آزادی در کلیسای تاریخی پاول فرانکفورت، از سوی بنیاد فریدریش ناومان، نزدیک به حزب دموکرات آزاد آلمان (FDP)، و سپردن نمادین آن به رضا پهلوی به نام مردم ایران، پرسشی بنیادین را پیش می‌کشد: چه کسی به یک نهاد سیاسی خارجی اختیار داده است برای ملتی که هنوز نمایندگان آزادانه برگزیده خود را ندارد، چهره‌ای نمادین انتخاب کند؟

تناقض ماجرا از موقعیت برگزارکنندگان آغاز می‌شود. FDP، حزبی که دهه‌ها در سیاست آلمان عمدتاً نقش شریک کوچک‌تر ائتلاف‌های حکومتی را بازی کرده، امروز خود گرفتار بحران عمیق اعتماد انتخاباتی است. این حزب در انتخابات فدرال ۲۰۲۵ با کسب تنها ۴٫۳ درصد آرا از ورود به بوندستاگ بازماند و جایگاه خود را در سیاست پارلمانی فدرال از دست داد. حزبی که روزگاری در تشکیل دولت‌ها نقش تعیین‌کننده داشت، اکنون برای بازیابی نفوذ سیاسی خویش تلاش می‌کند. پرسش این است که جریانی با چنین موقعیت متزلزلی، بر پایه کدام اعتبار سیاسی می‌خواهد در مشروعیت‌بخشی نمادین به چهره‌ای از اپوزیسیون ایران نقش‌آفرینی کند؟

البته بنیاد برگزارکننده اعلام کرده است که جایزه متعلق به مردم ایران است و رضا پهلوی صرفاً آن را به امانت دریافت می‌کند. اما سیاست تنها از نیت‌های اعلام‌شده ساخته نمی‌شود؛ تصاویر، تشریفات و انتخاب اشخاص نیز پیام سیاسی دارند. قرار دادن فرزند آخرین پادشاه ایران در مرکز مراسمی با عنوان آزادی، در یکی از نمادین‌ترین مکان‌های تاریخ دموکراسی آلمان، اقدامی خنثی نیست. وقتی شخصی بدون برخورداری از نمایندگی انتخاباتی، در جایگاه نمادین یک ملت نشانده می‌شود، مرز میان همبستگی با مردم و مشروعیت‌سازی برای یک جریان سیاسی مخدوش می‌گردد.

جهت‌گیری خارجی FDP نیز بر اهمیت این پرسش می‌افزاید. این حزب از مدافعان گسترش روابط راهبردی آلمان و اسرائیل است و بنیاد فریدریش ناومان نیز حمایت رضا پهلوی از عادی‌سازی روابط ایران و اسرائیل را از نکات مثبت انتخاب او دانسته است. این همسویی سیاسی آشکار است، هرچند به‌تنهایی هماهنگی سازمانی با دولت اسرائیل یا جریان‌های صهیونیستی را اثبات نمی‌کند. مسئله اصلی، نه اصل رابطه با اسرائیل، بلکه این است که آیا میزان نزدیکی یک چهره ایرانی به اولویت‌های سیاست خارجی دیگران، قرار است به معیاری برای برجسته‌سازی او در آینده سیاسی ایران تبدیل شود؟

از این منظر، مراسم فرانکفورت را می‌توان مداخله‌ای نمادین در عرصه مشروعیت‌سازی سیاسی دانست؛ مداخله‌ای که اختیار حقوقی تعیین آینده ایران را ندارد، اما می‌تواند بر تصویر بین‌المللی نیروهای مدعی رهبری آن اثر بگذارد. حمایت از آزادی مردم ایران، حقی مشروع و اقدامی ارزشمند است؛ اما حمایت از یک ملت با انتخاب چهره‌ای برای نمایندگی آن یکسان نیست.

مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود. نزدیک به نیم‌قرن از سقوط سلطنت پهلوی گذشته، اما پرسش‌های تاریخی درباره تمرکز قدرت، سرکوب مخالفان، عملکرد ساواک و فقدان آزادی‌های سیاسی در آن دوران همچنان پابرجاست. رضا پهلوی مسئول شخصی تصمیم‌های پدرش نیست؛ بااین‌حال، کسی که از اعتبار نام و میراث یک خاندان برای حضور سیاسی بهره می‌گیرد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد همان میراث از بررسی انتقادی معاف بماند. هواداران او به تعهد اعلام‌شده‌اش به انتخابات آزاد استناد می‌کنند؛ منتقدان نیز حق دارند درباره نسبت این وعده‌ها با گذشته سلطنت و رفتار سیاسی جریان‌های حامی او پرسش کنند.

خطر اصلی آنجاست که نارضایتی عمیق از جمهوری اسلامی، به ابزاری برای تطهیر گذشته تبدیل شود. شکست یک حکومت، حقانیت حکومت پیشین را اثبات نمی‌کند؛ همان‌گونه که استبداد امروز، سرکوب دیروز را به فضیلت بدل نمی‌سازد. نوستالژی، هنگامی که جای حافظه تاریخی می‌نشیند، گذشته را نه آن‌گونه که بوده، بلکه آن‌گونه که قدرت به آن نیاز دارد بازسازی می‌کند.

آینده ایران را نه بنیادهای حزبی آلمان تعیین می‌کنند، نه محافل قدرت در اسرائیل و آمریکا، و نه نام‌های موروثی. هر فرد و جریانی حق دارد در فرایندی آزاد برنامه ارائه کند و حمایت مردم را بجوید؛ اما هیچ مراسم، مدال یا حمایت خارجی نمی‌تواند جای خالی رأی آزاد شهروندان را پر کند.

تناقض مراسم فرانکفورت در همین تصویر خلاصه می‌شود: حزبی که خود از کسب حداقل اعتماد لازم برای حضور در پارلمان کشورش بازمانده، از طریق بنیاد نزدیک به خویش در صحنه‌ای نمادین از نمایندگی مردم کشوری دیگر حضور می‌یابد.

دموکراسی را نمی‌توان در تالارهای باشکوه اروپا به کسی تفویض کرد. آزادی نه هدیه قدرت‌های خارجی است، نه میراث خاندان‌ها و نه امتیازی که با مدال به دست آید.

ملتی که برای رهایی از قدرت انحصاری مبارزه می‌کند، نباید بار دیگر شاهد آن باشد که دیگران، این‌بار به نام آزادی، پیشاپیش برایش چهره و آینده انتخاب کنند.

مهدی روسفید

09.11.2026

۶ نظر
نظرات
  1. م
    محمد۸ نوامبر ۲۰۲۶

    سلام،
    این Stiftung یک سهیونیستی است که دفتر اصلی آن در اورشلیم است. تمام افراد برگذار کننده آن هم سیهونیت و یهود هستند. خانم Zimmermann را همه میشناسند. آن آقای بیژن هم از ایرانیان یهودی تبار است. مسیله اصلا جایزه نیست بلکه نزدیکی رضا پهلوی به اسرائیل است که او استفاده سیاسی می‌کند. بحث های زیادی و با حق وجود داره که چرا به رضا پهلوی. رضا پهلوی اگر طرفدار آزادی است چرا موضع فاشیستی در مورد ایران دارد.
    حرف زیاد است که در اینجا جایز نمیدانم.

  2. م
    محمد۸ نوامبر ۲۰۲۶

    سلام،
    این Stiftung یک سهیونیستی است که دفتر اصلی آن در اورشلیم است. تمام افراد برگذار کننده آن هم سیهونیت و یهود هستند. خانم Zimmermann را همه میشناسند. آن آقای بیژن هم از ایرانیان یهودی تبار است. مسیله اصلا جایزه نیست بلکه نزدیکی رضا پهلوی به اسرائیل است که او استفاده سیاسی می‌کند. بحث های زیادی و با حق وجود داره که چرا به رضا پهلوی. رضا پهلوی اگر طرفدار آزادی است چرا موضع فاشیستی در مورد ایران دارد.
    حرف زیاد است که در اینجا جایز نمیدانم.

  3. ن
    ناشناس۸ نوامبر ۲۰۲۶

    ایکاش ما مردم یاد بگیریم بدون آگاهی و اطلاع از واقعیت ها ، فریب بازی های تبلیغاتی پر زرق و برق با واژه های قشنگ را نخوریم . ممنون از شما بابت اطلاع رسانی و شفاف سازی .

  4. ب
    بهنام۸ نوامبر ۲۰۲۶

    بسیار عالى و منطقى. سرنوشت ایران فقط به خود مردمش مربوط است، نه به بازی‌های سیاسی احزاب ورشکسته اروپایی.

  5. ن
    ناشناس۸ نوامبر ۲۰۲۶

    متن خوبی بود ممنونم!

    این قسمت رو « چه کسی به یک نهاد سیاسی خارجی اختیار داده است برای ملتی که هنوز نمایندگان آزادانه برگزیده خود را ندارد، چهره‌ای نمادین انتخاب کند؟ » موافق نیستم چرا که مردم ایران آزادانه نماینده خودشون رو انتخاب میکنن! هر ایرانی خارج از کشور هم میتونه از طریق سفارت ها و کنسولگری ها به نماینده ای که مایل هست رای بده.

    یادمون نره که ایرانی های خارج نشین نمیتونن از هزاران کیلومتر دورتر برای ایران نسخه بپیچند!!!

  6. ف
    ف پورمحرم۸ نوامبر ۲۰۲۶

    مضحک ترین و مسخره ترین شوی خیابانی یا پارکی بود سپردن این نشان شجاعت و آزادی ، حتی به امانت ، به رضا پهلوی آنهم توسط یک حزب اقلیتی و معلوم الحال در المان .

از همین بخش: دربارهٔ خودمان