پنج‌شنبه، ۲۰ آگوست ۲۰۲۶

از کوشک ایرانی تا کیوسک آلمانی

کوشک بنایی بود با سقف و بی‌دیوار، ساخته برای آسودن و فارغ بودن از زمان. امروز همان نام بر تارک دکه‌ای نشسته که تا نیمه‌شب بیدار است.

کوشک-باغ-ایرانی
از کوشک ایرانی تا کیوسک آلمانیآرشیو موزائیک

در بیشتر محله‌های برلین، آخرین چراغی که شب‌ها خاموش می‌شود متعلق به مغازه‌ای کوچک است. دکه‌ای نقلی پر از نوشیدنی، سیگار و روزنامه که تا پاسی از شب باز می‌ماند. برلینی‌ها به آن «اشپِتی» می‌گویند که کوتاه‌شدهٔ «اشپِت‌کاوف» (Spätkauf) به معنای «خریدِ دیروقت» است. اما نام رسمی‌تر همین دکه در زبان آلمانی «کیوسک» (Kiosk) است و اصل داستان هم از همین واژه شروع می‌شود، کلمه‌ای که قرن‌ها پیش و فرسنگ‌ها دورتر از اروپا، معنایی کاملاً متفاوت با آنچه امروز می‌شناسیم داشت.

کوشک یعنی چه؟

واژهٔ Kiosk از کلمهٔ فارسی «کوشک» گرفته شده است. کوشک بنایی سبک و از چند طرف باز بود که در میان یک باغ یا محوطهٔ یک کاخ ساخته می‌شد. کوشک سقف داشت اما دیواری محکم و کامل نداشت. در باغ‌های ایرانی، کوشک معمولاً درست در نقطهٔ تقاطع جوی‌های آب، یعنی در مرکز باغ قرار می‌گرفت. کارکرد آن هم این بود که افراد در آن بنشینند، منظرهٔ باغ را تماشا کنند و از سایه‌اش برای فرار از گرما بهره ببرند. بنایی برای استراحت و فراغت.

این کلمه وقتی به زبان آلمانی راه یافت هم همچنان همین معنا را داشت. دانشنامهٔ کرونیتس (Krünitz) در قرن هجدهم آن را این‌گونه تعریف کرده بود: «ساختمانی نزد عثمانی‌ها که از چند ستون نه‌چندان بلند ساخته شده و این ستون‌ها به‌گونه‌ای چیده شده‌اند که فضایی را در بر می‌گیرند.» فرهنگ بروکهاوس (Brockhaus) در سال ۱۸۳۷ این تعریف را کمی دقیق‌تر کرد و آن را آلاچیقی در باغ دانست «که انسان از درون آن چشم‌اندازی زیبا را به تماشا می‌نشیند»، جایی که پناهگاهی کوچک در برابر آفتاب و باران هم محسوب می‌شود. تا اینجای کار، کوشک هنوز همان کوشک بود و فقط جایش تغییر کرده بود. از باغ ایرانی به پارکی اروپایی رفته بود.

از کوشک تا کیوسک

سفر این واژه را می‌توان گام‌به‌گام دنبال کرد. کلمه نخست از فارسی به ترکی عثمانی رفت و به‌شکل köşk درآمد. سپس راه خود را به زبان‌های ایتالیایی (chiosco) و اسپانیایی (quiosco) باز کرد و در فرانسوی به‌صورت kiosque پذیرفته شد. در نهایت نیز از فرانسوی به زبان آلمانی راه یافت. فرهنگ ریشه‌شناسی آلمانی زمان ورود آن را قرن هجدهم می‌داند، اما ویکی‌پدیای آلمانی حتی به تاریخی پیش از آن اشاره می‌کند. این کلمه در زبان انگلیسی هم از دههٔ ۱۶۲۰ به ثبت رسیده و در آنجا دقیقاً همان معنای آلاچیقِ سبک، چوبی و ستون‌دار را داشته است.

دربارهٔ ریشهٔ دقیق فارسی این واژه اجماع کاملی وجود ندارد و بد نیست به این نکته هم اشاره شود. ویکی‌پدیای آلمانی و فرهنگ ریشه‌شناسی آنلاین انگلیسی هر دو آن را برگرفته از «کوشک» به معنای کاخ، ویلا یا ایوان می‌دانند. در مقابل، فرهنگ ریشه‌شناسی زبان آلمانی در پایگاه DWDS ریشه را جای دیگری می‌جوید و آن را به واژهٔ فارسی «گوشه» نسبت می‌دهد. این اختلاف‌نظر هنوز حل نشده است، اما هر دو روایت در یک اصل مشترک‌اند: این کلمه سفر خود را از زبان فارسی آغاز کرده است.

دکه-روزنامه-برلین-۱۹۰۵
دکهٔ روزنامه‌فروشی در برلینِ اوایل قرن بیستم

اولین کیوسک آلمانی

تحول اصلی در قرن نوزدهم رخ داد و فرایندی ساده داشت: فردی یک پیشخوان به کوشک اضافه کرد. فرهنگ ریشه‌شناسی انگلیسی، کاربرد این واژه به معنای دکهٔ روزنامه‌فروشی را از سال ۱۸۶۵ به ثبت رسانده و علت این نام‌گذاری مجدد را شباهت ظاهری آن‌ها می‌داند. این دکه‌ها نیز ساختارهایی کوچک و چندضلعی بودند که از چند سمت باز می‌شدند، دقیقاً شبیه به همان آلاچیق‌های قدیمی، با این تفاوت که این‌بار در میان پیاده‌رو و در شهری قرار گرفته بودند که دیگر کسی فرصتِ فارغ‌بال نشستن نداشت.

در آلمان، نخستین دکه‌ها به فروش نوشیدنی اختصاص داشتند و روزنامه تازه در اوایل قرن بیستم به محصولاتشان اضافه شد. در اوت سال ۱۹۰۵، روزنامهٔ «فوسیشه تسایتونگ» (Vossische Zeitung) گزارش داد که نخستین دکهٔ روزنامه‌فروشی برلین در میدان «لایپتسیگر پلاتس» (Leipziger Platz) افتتاح شده است. برخی از قدیمی‌ترین نمونه‌های باقی‌مانده از این دکه‌ها امروزه به عنوان اثر تاریخی به ثبت رسیده‌اند، مانند دکه‌ای در شهر ماگدبورگ به نام «زانه‌رؤسشن» (Sahneröschen) که همچنان به فروش نوشیدنی مشغول است.

جالب اینجاست که همین پدیدهٔ یکسان، در هر منطقه از آلمان نام ویژه‌ای به خود گرفت. در منطقهٔ روهر و راینلند به آن «ترینک‌هاله» (Trinkhalle) می‌گویند، در منطقهٔ راین-ماین «واسرهویسشن» (Wasserhäuschen) خوانده می‌شود، در مناطق دیگر «بودشن» (Büdchen) نام دارد و در برلین همان «اشپت‌کاوف» است که به‌مرور زمان کوتاه شد و به «اشپتی» تغییر یافت.

من چه از پمپ‌بنزین کم دارم؟

در ایالت نوردراین-وستفالن (Nordrhein-Westfalen) این دکه‌ها فراتر از یک مغازهٔ ساده هستندد. در سال ۲۰۲۰، «فرهنگ ترینک‌هاله در منطقهٔ روهر» از میان ۱۸ درخواست پذیرفته شد و در کنار سرود معدنچیان یا «اشتایگرلید» (Steigerlied)، به فهرست ایالتی میراث فرهنگی ناملموس راه یافت. این نشان می‌دهد نهادهای فرهنگی یک ایالت آلمان به این باور رسیده‌اند که ایستادن در برابر یک دکه و گپ زدن، خود بخشی از فرهنگ اصیل این منطقه است.

اما در برلین، قصهٔ این دکه‌ها بیشتر در دادگاه‌ها می‌گذرد. در سال ۲۰۱۹ دادگاه اداری برلین فعالیت اشپتی‌ها را در روزهای یکشنبه ممنوع کرد.

این فشارهای قانونی و جریمه‌های سنگین سبب شد تا طبق برآورد صنف اشپتی‌ها، شمار این مغازه‌ها طی چند سال به نصف برسد. انجمن صنفی آن‌ها اکنون خواستار حقوقی برابر با پمپ‌بنزین‌هاست و این سخت‌گیری‌ها را تا حدی ناشی از مهاجر بودنِ اغلب مالکان این دکه‌ها می‌داند.

اشپتی-برلین-شب
اشپتی، مغازه‌ای که تا نیمه‌شب و بعد از آن باز است

همان جعبه، شغل تازه

کوشک را زمانی می‌ساختند تا کسی درونش بنشیند و فارغ از همه‌چیز، فقط باغ را تماشا کند، دل به نسیم بسپارد و بگذارد ظهر بگذرد. اما قرن‌ها بعد، همان واژه شده است نامِ جایی که یک نفر تا پاسی از شب پشت پیشخوانش می‌ایستد و اگر روز تعطیل کرکره کیوسک‌اش را بالا بکشد، جریمه می‌شود.

شاید اصل قصه، آن برداشت ساده‌انگارانه‌ای نباشد که مدام می‌گوید «این واژه مال ماست». اصل مطلب این است که کلمه و انسان، یک مسیر را پیموده‌اند. هر دو از خانهٔ خود بیرون آمده‌اند، نامشان باقی مانده، اما کارکرد و روزگارشان تغییر کرده است. آن دکهٔ پرنور در نبش خیابان هنوز هم نامِ همان باغ را بر خود دارد، با این تفاوت که دیگر کسی درون آن برای فراغت نمی‌نشیند.

۰ نظر
نظرات

اولین نظر این مطلب را شما بنویسید.

از همین شماره