نخستین بدعهدی من با خودم در کشور دیگران
سال اول مهاجرت و قراری که با خودم گذاشته بودم: دوست پیدا کردن ممنوع. تا شبی که جیمی مشقهایم را دید.
خواهرم یک صبح بهاری، بیدلیل و بدون اطلاع قبلی، با من قهر کرد. از اینسوی مهاجرت، هر رابطهای یک مجهول تازه پیدا میکند.