شاید این جمعه بیاید
این روایت از یک گفتوگو در برلین شروع میشود و به قم و تهران میرسد؛ جایی که برای بخشی از نیروهای…
گزارشی از نشست ایرانیان برلین درباره انتخابات ۲۰ سپتامبر ۲۰۲۶؛ حق رأی، سه رأی، احزاب حاضر و معیارهایی برای تصمیمگیری آگاهانه.
عصر چهارشنبه ۱۹ اوت، مجلهٔ موزائیک و «جامعهٔ ایرانیان در آلمان» (Iranische Gemeinde in Deutschland) نشستی را دربارهٔ انتخابات ۲۰ سپتامبر در کتابخانهٔ این مرکز در منطقهٔ ویلمرسدورف برلین برگزار کردند. برنامه به زبان آلمانی برگزار شد و اکثر شرکتکنندگانش افرادی بودند که امسال برای نخستینبار پای صندوقهای رأی در آلمان میروند.
ترکیب مهمانان پنل شامل چهار نفر از سه جریان سیاسی مختلف بود: رزماری هِس (Rosemarie Hees) از حزب سوسیالدموکرات (SPD)، دو نماینده از حزب چپ (Die Linke) منطقهٔ شارلوتنبورگ-ویلمرسدورف، و یکی از کارشناسان فراکسیون سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) در پارلمان فدرال. مجری جلسه همان ابتدای کار توضیح داد که قصد داشتند از همهٔ احزاب دموکراتیک دعوت کنند، اما درگیری بقیهٔ احزاب در کارزارهای انتخاباتی مانع حضور نمایندگانشان شده است.
نکتهٔ جالب نشست این بود که هیچیک از مهمانان برای تبلیغ حزب خود نیامده بودند و همه از همان ابتدا موضعشان را شفاف بیان کردند. در نهایت، هر سه مهمان بهجای خطدهی سیاسی، گفتگو را به این سمت بردند که یک شهروند چطور میتواند مستقلاً و با تحلیل شخصی، دست به انتخاب بزند.
نشست با پخش ویدئویی ۱۰ دقیقهای آغاز شد که سازوکار رأیگیری را از پایه آموزش میداد: قوانین تجاری و استانداردهای زیستمحیطی در حیطهٔ اختیارات اتحادیهٔ اروپا قرار دارد؛ سیاست خارجی، دفاع و امور تابعیت بر عهدهٔ دولت فدرال است؛ آموزش، پلیس و امور فرهنگی در حوزهٔ اختیارات ایالت برلین تعریف شده و ارائهٔ خدمات روزمرهٔ شهری نیز به مناطق واگذار شده است. برلین ساختار ویژهای دارد؛ این شهر همزمان پایتخت آلمان، یکی از ایالتهای ۱۶گانه و کلانشهری متشکل از ۱۲ منطقه است.
در روز ۲۰ سپتامبر، دو انتخابات بهطور همزمان برگزار میشود: یکی برای انتخاب نمایندگان پارلمان ایالتی برلین (Abgeordnetenhaus) و دیگری برای مجمع نمایندگان منطقه (BVV). در مجموع، هر رأیدهنده سه حق رأی دارد؛ دو رأی برای پارلمان ایالتی و یک رأی برای مجمع منطقه. رأی نخست به نامزد فردی در یکی از ۷۸ حوزهٔ انتخابیه اختصاص مییابد تا نمایندهٔ مستقیم حوزه مشخص شود؛ رأی دوم نیز به فهرست حزبی داده میشود که توازن نهایی کرسیها را تعیین میکند.

برای رأیدادن باید در روز انتخابات دستکم ۱۶ سال داشته باشید و از ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶ بدون وقفه در برلین ساکن بوده باشید. در انتخابات مجلس ایالتی فقط شهروندان آلمان حق رأی دارند، اما در انتخابات مناطق، شهروندان دیگر کشورهای اتحادیهٔ اروپا هم میتوانند شرکت کنند. کسانی که نه تابعیت آلمان دارند و نه تابعیت یکی از کشورهای اتحادیهٔ اروپا، حتی اگر سالها در برلین زندگی کرده باشند، در این دو انتخابات حق رأی ندارند. ملاک اصلی هم دریافت کارت انتخابات نیست، بلکه ثبتشدن نام فرد در فهرست رأیدهندگان است. کارتها از ۱۰ اوت ارسال میشوند و اگر تا ۳۱ اوت چیزی به دستتان نرسیده باشد، باید با ادارهٔ انتخابات منطقه (Bezirkswahlamt) تماس بگیرید.
در میان نشست، روی پرده، نتیجهٔ یک نظرسنجی ناشناس هم نمایش داده شد. سؤال این بود که با توجه به دیدگاه سیاسی، شرایط زندگی و منافع شخصی، کدام حزب به فرد نزدیکتر است. این پرسش برای حدود ۵۵۰ ایرانی ساکن برلین فرستاده شده بود که بیشترشان متخصصانی با کارت آبی اتحادیهٔ اروپا بودند و در هشت سال گذشته به آلمان آمده بودند. در نهایت ۱۳۶ نفر به نظرسنجی پاسخ دادند.
بزرگترین گروه، یعنی ۳۲ درصد، یا شناخت کافی از احزاب نداشتند یا ترجیح داده بودند پاسخی ندهند. پس از آن حزب چپ (Die Linke) با ۱۸ درصد، حزب دموکرات آزاد (FDP) با ۱۷ درصد، حزب سوسیالدموکرات (SPD) با ۱۳ درصد، سبزها (Bündnis 90/Die Grünen) با ۷ درصد، اتحادیهٔ دموکراتمسیحی و سوسیالمسیحی (CDU/CSU) با ۵ درصد و آلترناتیو برای آلمان (AfD) با ۴ درصد قرار داشتند. این نظرسنجی خودانتخابی بود و نه میتوان آن را نمایندهٔ ایرانیان برلین دانست و نه پیشبینی نتیجهٔ انتخابات. نتیجهای که گرداننده از این جدول گرفت ساده بود: جامعهٔ ایرانی برلین از نظر سیاسی یکدست نیست و همین تفاوتها را باید جدی گرفت.
رزماری هس (Rosemarie Heß) یک معیار ساده پیشنهاد کرد: ببینید در منطقهٔ خودتان کدام حزب دفتر و ساعت مراجعه دارد و واقعاً میشود رفت و مسئلهای را با کسی در میان گذاشت. هیچ حزبی موظف نیست چنین دفتری داشته باشد و بعضیها هم ندارند. به نظر او، همین نبودن هم خودش چیزی دربارهٔ حزب میگوید. توصیهٔ دیگرش این بود که دربارهٔ سیاست با همسایهها و دوستان آلمانی بیپرده حرف بزنید.
او به یک نکتهٔ فنی هم اشاره کرد: اگر کسی برنامهٔ دو حزب مختلف را میپسندد، لازم نیست حتماً یکی را انتخاب کند. میتواند رأی اولش را به نامزد یک حزب بدهد و رأی دوم را به فهرست حزب دیگری. در آلمان به این کار رأی تاکتیکی میگویند.
پیشنهاد دیگری از میان حاضران آمد. سهیل، یکی از شرکتکنندگان، گفت جلسههای مجمع نمایندگان هر منطقه ضبط میشود و ویدئوهایشان در یوتیوب در دسترس است، هرچند از تعداد بازدیدها پیداست که تقریباً کسی سراغشان نمیرود. به گفتهٔ او، در این جلسهها بهتر از هر بروشوری میشود دید که هر حزب در برابر یک مسئلهٔ واقعی چطور استدلال میکند و چه موضعی میگیرد.
نمایندهٔ سبزها (Die Grünen) حتی پیشنهاد کرد برنامهٔ همهٔ احزاب را بخوانیم، از جمله آلترناتیو برای آلمان (AfD). استدلالش این بود که بهتر است آدم ادعاهای یک حزب را از متن خودش بسنجد، نه فقط از حرف مخالفانش.

رزماری هس (Rosemarie Heß) از مصوبهای اقلیمی گفت که در سطح ایالت برلین تصویب شده، اما اجرای آن بر عهدهٔ مناطق است: از سبز کردن پشتبامها و میدانها و برداشتن آسفالت گرفته تا کاشت یک درخت در هر ۱۵۰ متر و گسترش سیستمهای گرمایشی سازگار با اقلیم. این مصوبه را سوسیالدموکراتها (SPD) و دموکراتمسیحیها (CDU) با هم تصویب کردهاند. به گفتهٔ هس، یکی از دلایل کندی اجرا، هزینهٔ بالای آن است که باید از بودجهٔ مناطق پرداخت شود. دربارهٔ حزب خودش هم تعارف نداشت: گفت سوسیالدموکراتها شانس چندانی برای گرفتن شهرداری ندارند و نامزدشان هم اهل برلین نیست.
نمایندگان حزب چپ (Die Linke) بیشتر سراغ همان موضوعاتی رفتند که روی پوسترهای انتخاباتیشان هم دیده میشود: اجارههای پایینتر، حملونقل عمومی ارزانتر و شهری تمیزتر. برای مهار اجارهها، از سلب مالکیت شرکتهای مسکنی دفاع میکنند که بیش از ۳۰۰۰ واحد در اختیار دارند. آنها همچنین گفتند جمعآوری زباله در محلههای کمدرآمد وضعیت بدتری نسبت به مناطق مرفه دارد.
نمایندهٔ سبزها (Die Grünen) بیشتر روی اقلیم و انرژی تمرکز داشت؛ حوزهای که به نظر او، بهخصوص بعد از گرمای امسال، تفاوت اصلی حزبش با دیگران را نشان میدهد. از جمله هدفهایی که مطرح کرد، کاشت ۱ میلیون درخت در برلین تا پایان دورهٔ قانونگذاری در سال ۲۰۳۱ و گسترش انرژی بادی و خورشیدی بود.
کی از شرکتکنندگان سؤال مهمی را در این نشست مطرح کرد: این وعدهها همه خوباند، اما در نهایت دخلوخرج باید با هم بخواند. وگرنه همه با هم فقیر میشویم. پولش قرار است از کجا بیاید؟
پاسخ را نمایندگان حزب چپ (Die Linke) دادند. دست ایالت برلین برای افزایش بیشتر مالیاتها چندان باز نیست، اما مالیات خرید ملک (Grunderwerbsteuer) در اختیار خود ایالت است و میتوان آن را تا سطح براندنبورگ (Brandenburg) بالا برد. از طرف دیگر، میشود از بعضی پروژههای پرهزینه صرفنظر کرد، مثل نامزدی برلین برای میزبانی المپیک (Olympische Spiele). به گفتهٔ آنها، بعضی سیاستها هم آنقدر که در نگاه اول به نظر میرسد خرج ندارند. قانون سقف اجاره همین حالا وجود دارد، اما بسیاری آن را رعایت نمیکنند و نظارت و جریمه هم چندان جدی نیست.
یکی از حاضران که سالهاست در آلمان زندگی میکند، بحث را از سیاست شهری بیرون برد. به نظر او، سیاستهای اصلاحی دولت فعلی جنبهای ضداجتماعی دارد: از یک طرف بودجهٔ تسلیحاتی بالا میرود و از طرف دیگر فشار بر هزینههای اجتماعی بیشتر میشود. حرفش این بود که در آلمان حتی یک انتخابات منطقهای هم کاملاً از سیاست ملی جدا نیست.
رزماری هس (Rosemarie Heß) اول یادآوری کرد که این موضوع دیگر به ایالت برلین مربوط نمیشود، اما وارد بحث شد. گفت نسل او سالها علیه خرید سلاح تظاهرات کرده و خودش هم همیشه با آن مخالف بوده، اما امروز به این نتیجه رسیده که آلمان باید توان دفاع از خودش را داشته باشد. به گفتهٔ او، در حزب سوسیالدموکرات (SPD) هم هنوز بر سر این موضوع اختلاف جدی وجود دارد.
نمایندهٔ سبزها (Die Grünen) دو نکته از حرف شرکتکننده را همانجا تصحیح کرد: خدمت سربازی اجباری در آلمان لغو نشده، بلکه به حالت تعلیق درآمده، و پادگانها هم لزوماً فروخته نشدند، بلکه بسیاری از آنها با قطع یا کاهش بودجه روبهرو شدند. او از همین مثال به نکتهای کلیتر رسید: فاصله میان واقعیت، برداشت ما از آن و چیزی که بعد برای دیگران تعریف میکنیم گاهی همینقدر زیاد است. به گفتهٔ او، یکی از دلایل تأکیدش بر خواندن منابع اصلی هم همین است.
لورنتس (Lorenz) از حزب چپ (Die Linke) با احتیاط گفت مطمئن نیست حرفی که میزند دقیقاً موضع رسمی حزبش باشد. از نظر او، پیش از تانک و پهپاد باید روی زیرساختهایی مثل شبکهٔ برق و راهآهن سرمایهگذاری کرد، چون همین امسال روشن شد مختلکردن آنها تا چه اندازه میتواند آسان باشد. گرداننده هم دوباره تأکید کرد که مهمانان نمایندهٔ رسمی احزابشان نیستند و قرار نیست همه دقیقاً یک خط واحد را تکرار کنند.

آریان (Arian)، که در آلمان به دنیا آمده و سازمان جوانان جامعهٔ ایرانیان را راه انداخته، از بزرگ شدن میان دو دنیا گفت. از اینکه آدم خودش را بخشی از این جامعه میداند، اما در بعضی موقعیتها به او یادآوری میشود که هنوز «غریبه» است. به گفتهٔ او، این برخورد را زیاد از سوی آلترناتیو برای آلمان (AfD) دیده، هرچند مسئله را محدود به این حزب نمیداند. همین تجربهها یکی از دلایلی بوده که او را به فعالیت اجتماعی کشانده است.
توصیهٔ آریان این بود که موقع انتخابات فقط به نام حزب نگاه نکنیم، بلکه ببینیم هر نامزد در عمل پای چه موضوعی ایستاده است. از نظر او، کار سیاسی تازه از فردای انتخابات شروع میشود. خودش مدتها احساس میکرد جامعهٔ مهاجر فقط نزدیک انتخابات جدی گرفته میشود، تا اینکه متوجه شد در آلمان انتخابات آنقدر پرتعداد است که اگر کسی پیگیر باشد، همین چرخه فرصتهای تازهای برای فشار و مطالبهگری ایجاد میکند. سیاست بدون مصالحه پیش نمیرود، اما مصالحه به معنای فراموش کردن خواستهها نیست. باید برگشت و پرسید: «چهار سال پیش این را قول دادید. چه شد؟»
بعد دانشجویی که تازه به آلمان آمده بود از تغییری در نگاه خودش گفت. اوایل تصور میکرد هر سیاستمدار ایرانیتبار در آلمان باید طبیعتاً پیگیر مسائل ایران باشد. بعد به این نتیجه رسیده بود که چنین فردی در درجهٔ اول یک نمایندهٔ آلمانی است و وظیفهاش نمایندگی منافع آلمان است. نمایندهٔ سبزها (Die Grünen) این برداشت را تأیید کرد و گفت فایدهٔ چنین حضوری برای جامعهٔ ایرانی چیز دیگری است: وجود کسی در سیاست که لازم نیست هر بار از صفر برایش توضیح داد مسئله چیست.
رزماری هس (Rosemarie Heß) هم از تجربهٔ ۵۵ سال عضویت حزبیاش گفت. این روزها زیاد برای تبلیغات انتخاباتی به خیابان میرود و گاهی دلسرد برمیگردد، چون بارها از مردم شنیده است: «شما که کاری برای ما نکردید، پس من هم رأی نمیدهم.» به نظر او، این فاصله فقط زمانی کمتر میشود که آدمهایی شبیه حاضران همان اتاق وارد حزبها شوند و خودشان بخشی از سیاست شوند، بهخصوص کسانی که تجربهٔ زندگی در جامعهای بدون دموکراسی را با خود آوردهاند.
آخر شب، گرداننده نشست از مهمانها تشکر کرد و گفت ارزش جلسه همین بود که چند نگاه متفاوت کنار هم شنیده شد. نقطهٔ مشترک سه حزب نه یک برنامهٔ مشخص بود و نه توصیه به یک نام خاص. حرف مشترک این بود که بهتر است هر کس خودش برنامهها را بخواند، به دفتر حزب در محلهاش سر بزند، یکی از جلسههای مجمع نمایندگان منطقه را ببیند و تصمیمش را فقط بر اساس پوسترها و شعارهای انتخاباتی نگیرد.
و مهمتر از همه، ماجرا با روز انتخابات تمام نمیشود. بعد از ۲۰ سپتامبر هم باید پرسید، پیگیری کرد و وعدهها را به یاد سیاستمداران آورد. در نظرسنجی همان شب، بزرگترین گروه گفته بودند هنوز شناخت کافی از احزاب ندارند یا ترجیح میدهند نظرشان را نگویند. تا انتخابات کمی بیش از یک ماه باقی مانده بود؛ هنوز وقت بود برای شناختن، پرسیدن و تصمیم گرفتن.
اولین نظر این مطلب را شما بنویسید.